تفاوت آسیایی ها و اروپاییان
تصاوير زير توسط "Liu Young" طراحي شده.
مردي چيني که در آلمان تحصيل کرده.
در اين طرحها تفاوتهاي جوامع اروپايي و جوامع آسيايي به تصوير کشيده شده که بسيار جالبند.
اروپا= آبي
آسيا = قرمز
Opinion (نظر، فکر)
Way of Life ( روش زندگي)
Punctuality (وقت شناسي)
Contacts (ارتباطات)
Anger (خشم و عصبانيت)
Queue when Waiting (صف انتظار)
Sundays on the Road (روزهاي تعطيل در خيابان!!)
Party (ميهماني)
In the restaurant (در رستوران)
Travelling ( سفر)
Handling of Problems (رسیدگی به مشکلات
Three meals a day (وعدههاي غذايي)
Transportation (حمل و نقل
Elderly in day to day life (زندگي روزانه بزرگترها - پدربزرگ و مادربزرگ)
Moods and Weather (رابطه حال و حوصله با هوا)
The Boss (رئيس!)
قدر زر
مرد جوانی به نزد ذوالنون مصری آمد و شروع كرد به بدگویی از صوفیان.
ذوالنون انگشتری را از انگشتش بیرون آورد و به مرد داد و گفت : این انگشتر را به بازار دست فروشان ببر و ببین قیمت آن چقدر است؟!
مرد انگشتر را به بازار دستفروشان برد ولی هیچ كس حاضر نشد بیشتر از یك سكه نقره برای آن بپردازد...
مرد دوباره نزد ذوالنون آمد و جریان را برای او تعریف كرد.
ذوالنون در جواب به مرد گفت: حالا انگشتر را به بازار جواهر فروشان ببر و ببین آنجا قیمت آن چقدر است ؟!
در بازار جواهر فروشان انگشتر را به قیمت هزار سكه طلا می خریدند!!!
مرد شگفت زده نزد ذوالنون بازگشت و او را از قیمت پیشنهادی بازار جواهرفروشان مطلع ساخت.
پس ذوالنون به او گفت: دانش و اطلاعات تو از صوفیان به اندازه اطلاعات فروشندگان بازار دست فروشان از این انگشتر جواهر است.
قدر زر زرگر شناسد؛ قدر گوهر، گوهری.
یک فصل از زندگی درخت
مردي چهار پسر داشت. آنها را به ترتيب به سراغ درخت گلابي فرستاد که در فاصله اي دوراز خانه شان روييده بود:
پسر اول در زمستان، دومي در بهار، سومي در تابستان وپسر چهارم در پاييز به کنار درخت رفتند.
سپس پدر همه را فراخواند و از آنهاخواست که بر اساس آنچه ديده بودند درخت را توصيف کنند...
پسر اول گفت: درخت زشتي بود، خميده و در هم پيچيده...
پسر دوم گفت : نه ! درختي پوشيده از جوانه بود و پراز اميد شکفتن ...
پسر سوم گفت: نه !!! درختي بود سرشار از شکوفه هاي زيبا وعطرآگين و باشکوه ترين صحنه اي بود که تابه امروز ديده ام ...
پسر چهارم گفت: نه!!! درخت بالغي بود پربار از ميوه ها و پر از زندگي و زايش!
مرد لبخندي زد وگفت: همه شما درست گفتيد، اما هر يک از شما فقط يک فصل از زندگي درخت را ديده ايد! شما نمي توانيد درباره يک درخت يا يک انسان براساس يک فصل قضاوت کنيد: همه حاصل انچه هستند و لذت، شوق و عشقي که از زندگيشان برمي آيد فقط در انتها نمايان مي شود، وقتي همه فصلها آمده و رفته باشند!
اگر در زمستان تسليم شويد، اميد شکوفايي بهار ، زيبايي تابستان و باروري پاييز را از کف داده ايد!
مبادا بگذاريد درد و رنج يک فصل زيبايي و شادي تمام فصلهاي ديگر را نابود کند!
زندگي را فقط با فصل هاي دشوارش نبينید ؛ در راه هاي سخت پايداري کنید ، لحظه هاي بهتر بالاخره از راه مي رسند ... !
گوته
قلب مغرور و خودخواه هرگز نمي تواند از سرگيجه و بي حوصلگي بگريزد
دقيقترين، و بهترين بناي گاهشماري آفتابي جهان
|
بنايي با معماري خاصي در «نقش رستم» وجود دارد كه از زمان حمله اعراب به ايران به اشتباه، نام «كعبه زرتشت» را به آن دادند، چون كاربرد واقعي آن را نميدانستند. آن زمان فكر ميكردند كه هر ديني بايد براي خود بُتكده يا عبادتگاهي داشته باشد، براي همين فكر كردند اين بنا هم مركزيت يا كعبه زرتشتيان است. |
در ديوار داخل اين ساختمان لغت «کعبه» حکاکي شده است. در کتابهاي زرتشتي آمده است که حضرت زرتشت «زاراتشترا» در اين محل، نيايش ميکرده است. اعراب، لغت کعبه را از پارسي پهلوي گرفتند. همانطور که در زمان داريوش کبير به كشور «عمان» امروزي «مکه» ميگفتند؛ بنابراين كلمه مكه نيز فارسي است.
در محاسبه روز نوروز در کتب زرتشتي نوشته شده است که زرتشت در اين رصدخانه، محل شروع نوروز را محاسبه کرد. نوروز در روز اول فروردين از محلي شروع ميشود که اولين اشعه آفتاب در آنجا بتابد. بر اساس برآورد گاهنامه زرتشت، هر 700 سال يکبار نوروز از ايران شروع ميشود. آخرينباري که نوروز از ايران شروع شد، 300 سال پيش بود. در سال 1387، نوروز از پاريس و بروکسل و در سال 1388 ار تورنتو و نيويورک شروع شد. سال آينده هم نوروز از محلي بين آلاسکا و هاوايي شروع خواهد شد.
از زمان حمله اعراب به ايران تا به امروز، يعني قرن بيست و يكم ميلادي، كاربرد و تعريف اين بنا كشف نشده بود. خوشبختانه پژوهشگر ايراني «رضا مرادي غياثآبادي» كه تحقيقات فراواني در زمينه ايران باستان داشته است، نتيجه كشف خود را در كتابي به نام «نظام گاهشماري در چارطاقيهاي ايران» توسط انتشارات «نويد شيراز» به چاپ رسانده و راز اين بنا را منتشر كرده است.
تا امروز حدث ميزدند كاربرد اين بنا، محل نگهداري كتاب اوستا و اسناد حكومتي يا محل گنجينه دربار و يا آتشكده معبد بوده است. اما غياثآبادي با تحقيقات خود ثابت كرد اين بنا با مقايسه با تمامي بناهاي گاهشماري (تقويم) آفتابي در سرتاسر جهان، پيشرفتهترين، دقيقترين، و بهترين بناي گاهشماري آفتابي جهان است. اين در حالي است كه تا قبل از اين بنا هم «چارطاقيها» در نقاط مختلف ايران احداث شده بودند و همين وظيفه را با شيوهاي بسيار ساده اما دقيق و حرفهاي بر عهده داشتند.
تمامي بناهاي گاهشماري آفتابي در جهان فقط ميتوانند روزهاي خاصي از سال (مانند روزهاي سرفصل) را مشخص كنند و حتي با سال خورشيدي هم تنظيم نيستند. اما اين بنا با دقت و علمي كه در ساخت آن اجرا شده، قادر است بسياري از جزئيات روزهاي مختلف سال و ماهها را مشخص كند. زرتشتيان با استفاده از اين بنا ميتوانستند بسياري از مناسبتها و جشنهاي سال را روز به روز دنبال كنند و از زمان دقيق آنها آگاه شوند.
بسياري از بناهاي چارطاقي در سطح كشور (به تصور آتشكده) يا به طور كامل تخريب شده و يا تغيير كاربري داده شده است. ولي خوشبختانه تعدادي هم مانند چارطاقي «نياسر» و چارطاقي «تفرش»، سالم مانده و براي ما و نسلهاي بعدي باقي ماندهاند.
متأسفانه بناي «كعبه زرتشت» با آن كه تقريباً سالم باقي مانده است به ثبت ميراث جهاني سازمان ملل نرسيده است! حتي سازمان ميراث فرهنگي هم اين بنا را همراه بناهاي عجايب هفتگانه جديد (كه برج ايفل هم يكي از كانديداها بود) پيشنهاد نداد! حتي با كشف راز اين بنا هم هيچگونه انعكاس و جنجالي به پا نشد!
اين بنا، يك گاهشمار تمام سنگي ثابت در جهان است كه بايد سازندگان آن از بسياري از نكات علميِ جغرافيايي، نجومي، سال كبيسه، انحراف كره زمين نسبت به مدار خورشيد، تفاوت قطب مغناطيسي با قطب جغرافيايي، مسير گردش زمين به دور خورشيد و... را در 2500 تا 3000 سال پيش، در دوران حكومت هخامنشيان آگاهي ميبودند. حال آنكه خيلي از آنها را مانند كروي بودن كره زمين و گردش زمين به دور خورشيد را در چهارصد سال اخير در اروپا كشف كردند و به نام خودشان ثبت كردند!
نماز و میدان مغناطیسی بدن
ميدان مغناطيسي بدن انسان و نماز
هارولدبور از دانشگاه ييل براي اولين بار با انجام يک آزمايش ساده، به وجود ميدان مغناطيسي در اطراف موجود زنده پي برد.او با توجه به يک مولد الکتريکي که در آهنربا در داخل سيم پيچ دوران مي کند و جريان توليد ميکند، سمندري را در يک ظرف آب نمک قرار داد و ظرف را به دور سمندر چرخاند. الکترودهايي که در اين ظرف وجود داشتند و به يک گالوانومتر حساس متصل شده بودند، يک جريان متناوب را نشان مي دادند. زماني که بور اين آزمايش را بدون سمندر انجام داد،گالوانومتر هيچ جرياني را نشان نداد. اين بدان معنا بود که در اطراف موجود زنده ميداني وجود دارد که خاصيت مغناطيسي هم دارد. بور اين وسيله را بر روي دانشجويان داوطلب خود امتحان کرد و مشاهده نمود که اين ميدان در بدن انسان هم وجود دارد وکاملا تابع رويدادهاي اساسي زيست شناختي بدن است. او اين ميدان را حياتي ناميد چون هرگاه حيات از بين برود،ميدان حياتي هم از بين ميرود. به گونه هاي که يک سمندر مرده که در دستگاه بود هيچ پتانسيلي به وجود نمي آورد.
تشکيل ميدان مغناطيسي بدن

امواج مغزي
ميدان مغناطيسي بدن و امواج مغزي در معرض خطر
حتما تا به حال در باره خطرات گوشيهاي موبايل يا زندگي در نزديکي نيروگاهاي برق چيزهايي شنيده ايد.بنابر تحقيقات پروفسور لاي امواج مغناطيسي که از نيروگاهاي برق يا وسايل برقي مثل سشوار و ريشتراش برقي و... ساتع مي شود به دي ان اي سلولهاي مغزي آسيب ميرساند و قابليت ترميم را در آنها از بين مي برد. ميدانهاي مغناطيسي خارجي علاوه بر آسيب به دي ان اي مغز اثر منفي ديگري به بدن دارند. اين ميدان ها باعث اختلال در ميدان مغناطيسي طبيعي بدن مي شوند. همانطور که ميدانيد نزديک به 70%از بدن مارا آب فراگرفته و مولکولهاي آب به صورت دوقطبي هستند و زماني که ما در معرض يک ميدان مغناطيسي خارجي قرار مي گيريم، اين مولکولها در جهت آن ميدان قرار مي گيرند و اين پديده باعث مي شود نظم ميدان مغناطيسي ما به هم بريزد.
نماز و ميدان مغناطيسي
اخيرا هم کشف شده است که علت اينکه قلب زنان منظم تر و قويتر از مردان ميزند و دليل آن همين تغيير ولتاژ هست.
نماز و بارهاي الکتريکي
نماز و امواج مغزي
معیارهای ازدواج موفق
آیا جزو افرادی هستید که تصمیم به ازدواج دارید یا اینکه در حال حاضر متاهلید و از دنیای تجرد خداحافظی کردهاید؟ هیچ فرقی نمیکند چرا که داشتن یک ازدواج موفق برای مجردها و تبدیل آن به یک زندگی موفق برای متاهلها از اهمیت زیادی برخوردار است و آینده افراد را رقم میزند….
مصاحبه سلامتیران با دکتر پروین ناظمی مشاور خانواده
حتما شما هم شنیدهاید که میگویند ازدواج مانند یک هندوانه سربسته است. هر چقدر هم در خرید یک هندوانه تخصص داشته باشید باز هم درصدی امکان دارد اشتباه کنید و به جای یک هندوانه قرمز و سالم و شیرین، هندوانهای سفید و بیمزه نصیبتان شود. به عبارت دیگر، هر چقدر هم قبل از ازدواج، محتاط باشید و همه جوانب را بسنجید باز هم معلوم نیست نتیجه آن ازدواج موفقی باشد. اما دکتر پروین ناظمی، روانشناس و مشاور خانواده این نظریه را تایید نمیکند و معیارهای یک ازدواج موفق را پلی برای داشتن یک زندگی موفق میداند. آنچه میخوانید گفتوگوی ما با خانم دکتر ناظمی درباره معیارهای یک ازدواج موفق و باورهای غلط پیرامون آن است.
از ازدواج موفق چه تعریفی دارید؟
ازدواج موفق به یک انتخاب صحیح و با تدبیر برمیگردد. متاسفانه بسیاری از افراد ازدواج را وسیلهای برای رسیدن به اهداف خود میدانند و بر این باورند ازدواج موفق، ازدواجی است که مشکلات دوران تجرد را از بین ببرد. به عنوان نمونه تامین نیازهای مادی و جسمانی، برخورداری از موقعیت اجتماعی بهتر، فرار از مشکلات خانوادگی دوران مجردی، داشتن یک همسر زیبا برای خودنمایی، فرار از تنهایی و مسایلی از این قبیل را ملاک اصلی ازدواج قرار میدهند و چه بسیار ازدواجهایی که به دلیل این باورهای نادرست به طلاق منجر شده است.
بنابراین یک انتخاب موفق باید چه ویژگیهایی داشته باشد؟
مهمترین نکته برای داشتن یک ازدواج موفق این است که شناخت مقدم بر عشق باشد. به عبارت دیگر، یک انتخاب درست بر مبنای شناخت شکل میگیرد و بعد از شناخت طرف مقابل، عشق به وجود میآید. متاسفانه این روزها دخترها و پسرها اول عشق را تجربه میکنند و بر پایه آن میخواهند به شناخت برسند و این در حالی است که این عشق ظاهری چشم آنها را روی حقایق و عیبهای طرف مقابل میبندد و در مدت کوتاهی پس از آغاز زندگی مشترکشان به این نتیجه میرسند که عشق برای خوشبخت شدن کافی نیست و ادامه زندگی برایشان غیرممکن میشود. البته اینطور نیست که مشکلات پیش آمده قبل از ازدواج و در دوران دوستی و نامزدی وجود نداشته بلکه دوست داشتنهای بدون شناخت و دلبستگیهای احساسی مانع شده تا طرفین واقعبین باشند و عیبهای طرف مقابل خود را ببینند و اگر هم دیدهاند از آن چشمپوشی کردهاند؛ به این امید که بعد ازدواج بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.
برای رسیدن به این شناخت، چه پیششرطهایی لازم است؟
مهمترین قدم، رسیدن به خودآگاهی و طی کردن مراحل خودشناسی است. فرد باید قبل از هر انتخابی، نقاطضعف و قوت خود را به طور کامل بشناسد، هدف و ارزشهای زندگیاش را مشخص کند و با شناسایی ملاکهای یک انتخاب موفق دست به انتخابی شایسته بزند. ما معتقدیم فردی میتواند انتخاب شود و دست به انتخاب بزند که مراحل ۵ گانه بلوغ (رشد جسمانی، عقلانی، اجتماعی، اخلاقی، عاطفی و روانی) را گذرانده باشد. البته نمیتوان این موضوع را نادیده گرفت که هیچ انسانی کامل نیست و باید فردی را انتخاب کنیم که تا حد ممکن به ایدهآلهای ما نزدیک باشد اما هیچ صددرصدی وجود ندارد. در کنار این موضوع داشتن شرایط روانی مناسب، تطابق فرهنگی، اجتماعی و خانوادگی، داشتن شخصیتی سالم و باثبات و درک متقابل تفاوتهای میان زن و مرد از جمله پیششرطهای یک انتخاب مناسب است که میتواند به یک شناخت مناسب برسد، رنگ عشق به خود بگیرد و یک ازدواج موفق را رقم بزند. در عین حال ما باید مطمئن شویم که طرف مقابل ما در کنار یک همسر خوب بودن، میتواند یک مادر یا پدر خوب هم باشد.
آیا این ممکن است که یک ازدواج موفق به یک زندگی مشترک ناموفق ختم شود؟
این موضوع بستگی دارد که ازدواج موفق از دیدگاه طرفین چه تعریفی داشته و چگونه شکل گرفته است. اغلب ازدواجهای مبتنی بر عشق و بدون شناخت کافی از طرف مقابل شاید در اوایل، یک ازدواج موفق باشد اما همانطور که گفتم داشتن یک زندگی موفق را تضمین نمیکند و بحثها و بگومگوها و دعواها مدت کوتاهی پس از ازدواج آغاز میشود. از طرفی یک ازدواج موفق زمانی به یک زندگی موفق ختم میشود که زن و شوهر مهارت حل مساله و همدلی را بیاموزند و در زندگی مشترک آنها را به کار بگیرند. ببینید، ما باید یاد بگیریم به مسایل از دیدگاه فرد مقابل نگاه کنیم، به احساسات و خواستههای طرف مقابل احترام بگذاریم، زمانی که عصبانی هستیم روی خواستههایمان پافشاری نکنیم، با بروز کوچکترین مشکلی یک گفتوگوی منطقی داشته باشیم، به جای شنیدن، مهارت گوش کردن را یاد بگیریم و در زندگی مشترکمان گذشت کنیم و مسایل جزیی و پیش پاافتاده را به جنجال و کشمکش تبدیل نکنیم.
بسیاری از افراد بر این باورند در طول زندگی مشترک عشق جای خود را به عادت میدهد. آیا این عادت در تعریف زندگی موفق جایگاهی دارد؟
زن و شوهر باید هر چند وقت یکبار گردوخاک زندگی مشترک را بگیرند و با ایجاد تنوع، نگذارند عشق به عادت صرف تبدیل شود. البته عادتی که توأم با عشق باشد نشانهای از یک زندگی مشترک موفق است و نمیتوان از آن خرده گرفت و اصلا اجتنابناپذیر است. توصیه من به همه زوجها این است که مثلا سالی ۲ هفته از هم دور شوند تا با یک تیر دو نشان بزنند. به این معنا که هم میزان عشق و دلبستگی طرف مقابل را بسنجند و هم مانع شوند تا عشق آنها به یک عادت صرف تبدیل شود. البته نباید فراموش کنیم که پایه یک ازدواج موفق شناخت و پایه یک زندگی موفق عشق، اعتماد، گذشت و صداقت است. درواقع یک زوج موفق خواستهها و انتظارات خود را به صراحت میگویند، استقلال و فردیت خود را در طول زندگی مشترک حفظ میکنند و به حریم خصوصی طرف مقابل احترام میگذارند، روشهای حل اختلاف را میآموزند و به کار میگیرند و برای حفظ رابطه تلاش میکنند و نمیگذارند عادت جایگزین عشق آنها شود.
حالا اگر بنا به دلایلی به این نتیجه رسیدیم که ازدواج ناموفقی داشتهایم یا اینکه دیگر زندگی مشترک موفقی نداریم. در این شرایط مراجعه به یک مشاور خانواده میتواند راهگشا باشد؟
این موضوع بستگی به افراد دارد. زوجهای موفق قبل از مراجعه به مشاور و بررسی مشکلات پیش آمده، به دادگاه نمیروند تا سند طلاق را امضا کنند بلکه میکوشند تا مشکلات را به بهترین شکل ممکن حل کنند. البته مشاور به شرطی کمککننده است که طرفین خودشان بخواهند بحران را حل کنند و به تکنیکهای توصیهشده به خوبی عمل کنند. متاسفانه در کشور ما زن و شوهر زمانی به مشاور خانواده مراجعه میکنند که به بنبست رسیدهاند و به مشاور نیاز دارند تا حکم طلاق آنها را تایید کند. در این شرایط کاری از دست بهترین و خبرهترین مشاور هم برنمیآید اما اگر زن و شوهر نه برای خراب کردن رابطه بلکه برای حفظ آن به مراکز مشاوره مراجعه کنند قطعا نتیجه خواهند گرفت و میتوانند ازدواج و زندگی موفقی داشته باشند.
مزایای بووووووســــه
در یک تحقیق اخیر انجام شده در دانشگاه لافایت، مقدار دو هورمون اصلی اکسیتوسین و کورتیزال را در 15 پسر و دختری که با هم رابطه صمیمانه عاشقانهای داشتند قبل و بعد ازبوسه، و قبل و بعد از یک صحبت صمیمانه در حالیکه دستهای همدیگر را نگاه داشته بودند، اندازه گرفتند. محققین این آزمایش انتظار داشتند که در مقدار اکسیتوسین که بعنوان هورمون عاطفی و احساسی شناخته شده است، در هر دو گروه دخترها و پسرها افزایش ببینند.همچنین انتظارداشتند که درمقدارهورمون کورتیزال که به هنگام استرس زیاد میشود، کاهش ببینند چرا که بوسه عموما استرس را کاهش می دهد اما محققین از نتایج تحقیق متعجب شدند چرا که مقدار اکسیتوسین فقط در پسرها افزایش یافته بود ومقدارآن در دخترها چه پس از بوسه و چه پس از گفتگوی عاشقانه فرقی نکرده بود. به همین دلیل آنها دلایل دیگری را برای توجیه این نتایج آوردند که شاید دخترها به شرایط رمانتیکتری احتیاج دارند و فقط بوسه کافی نیست
اولین بوسه
پروفسور وان بیرنت رئیس بخش مردم شناسی دانشگاه تکزاس اظهار می دارد که: اولین بوسه عاشقانه برمی گردد به 1500 سال قبل از میلاد مسیح در هند. پیش از این زمان هیچ مدرک دیگری دال بر وجود بوسه های عاشقانه وجود نداشت. کلیه این نتایج از روی لوح های گلی، نقاشی روی دیواره های غارها و یا نوشته های روی پوست حیوانات بدست آمده است
بوسه ای که امروزه به این شکل رواج پیدا کرده، برای اولین بار در میان رومی ها شهرت پیدا کرد. رومی ها در هنگام سلام کردن یکدیگر را می بوسیدند، انگشتر و حلقه ای که بر دست رهبران قومشان بوده را می بوسیدند و مجسمه های خدایان خود را نیز می بوسیدند و با این کار مطیع بودن و حس احترام خود را به طرف مقابل انتقال می دادند
رومی ها به سرعت متوجه شدند که بوسه در شرایط مختلف می تواند معانی متفاوتی را در بر داشته باشد، به همین دلیل برای انواع بوسه ها، نام های مختلفی انتخاب کردند. به عنوان مثال اسکیولیم: بوسه از روی دوستی، باسیولیم: بوسه از روی احساس عشق و محبت، و سویولیم: بوسه عمیق که این روزها به مشهور شده
تاثیر بوسه:
1- تاثیر بوسه بر جسم آدمی به اندازه دوی صد متر است . وقتی کسی را می بوسیم 29 عضله فعال می شود
2- همچنین بوسه ایمنی بدن را افزایش می دهد.
3- بوسه تپش قلب را به 150 ضربه در دقیقه و فشار خون را به 180 میلیمتر جیوه افزایش می دهد.
4- چشیدن و مکیدن از نیازهای پایه ای آدمی است ، بوسه مانند سیگار کشیدن یا خوردن و آشامیدن این دو نیاز را ارضا می کند.
5- روانشناسان معتقدند زوج هایی که پس از چندین سال زناشویی هنوز یکدیگر را با عشق می بوسند رابطه ای پایدار و سالم دارند.
6- بوسه بر طول عمر می افزاید و وقتی که دو نفر به لب های هم بوسه می زنند در آن لحظه کاملا با هم برابرند . احتمالا به همین دلیل بوسه نه تنها میل به همآغوشی را افزایش می دهد بلکه در آن لحظه آدمی احساس می کند جهان امن است و تنها نیست و زندگی معنی پیدا می کند، بوسه در این مفهوم یک سنت چندین هزار ساله است.
7- بوسه یک عمل کاملاً دو طرفه بوده؛ تا ندهید نمی توانید بگیرید و بالعکس.
8- با بوسیدن احساس خوبی به ما دست می دهد و دانشمندان معتقدند که ماهیت وجودی انسان به گونه ای است که در صورت تجربه یک بوسه منتظر بوسه ی بعدی خواهد بود. زمانیکه در وضعیت بوسیدن قرار می گیرد، غدد موجود در داخل دهان و جداره لب ها ماده شیمیایی را ترشح می کنند که همین ماده سبب ایجاد تمایل فرد به ادامه بوسیدن می شود.
9- در تحقیقی که در سال 1997 در دانشگاه پرینستون انجام شد، محققان به این نتیجه دست پیدا کردند که مغز انسان دارای سلول های عصبی است که فرد را قادر می سازد تا در تاریکی لب های معشوقه اش را پیدا کند. تعجبی وجود ندارد که چرا بسیاری از زوج ها از بوسیدن یکدیگر در مکان های تاریک و کم نور لذت بیشتری می برند.
10- پزشکان و روانپزشکان آلمانی در پی پژوهش های گسترده خود در این باره به این نتیجه رسیده اند که افرادی که هر روز صبح قبل از ترک کردن خانه، همسر خود را میبوسند کمتر دچار بیماری می شوند.
11- همچنین افرادی که پس از بوسیدن خانه را ترک می کنند، کمتر احتمال وقوع تصادف دارند، 20 تا 30 درصد درآمد بیشتری نسبت به سایرین دارند و به طور متوسط 5 سال بیش از هم سن و سال های خود عمر می کنند.
12- دکتر آرتور سازبو یکی از افرادی که در این تحقیقات نقش فعالی داشته معتقد است یکی از دلایل اصلی موفقیت تعداد بسیار زیادی از افراد این است که روز خود را با یک نگرش مثبت و دلچسب شروع میکنند و چه چیز می تواند مانند یک بوسه در انسان یک نگرش مثبت ایجاد کند.
13- محافظت از دندان ها و جلوگیری از پوسیدگی
دکتر پیتر گوردن رئیس اتحادیه دندانپزشکان انگستان اظهار می دارد: "پس از غذا خوردن، دهان پر از مواد شیرین شده و بزاق دهان حالت اسیدی پیدا می کند، این امر باعث بوجود آمدن پلاک بر روی دندان ها می شود. بوسیدن یک فرایند پاک کننده طبیعی است که به حفظ سلامت دندان ها کمک می کند، جریان بزاق دهان را افزایش بخشیده، و درصد ایجاد پلاک بر روی دندان ها را تا حد بسیار زیادی کاهش می دهد." من خودم این سوال ر از دندانپزشکم پرسیدم، او در ابتدا قدری خجالت کشید، اما نهایتاً صحت گفته های مرا تایید کرد.
14- از بین بردن استرس
یک بوسه عاشقانه، بهترین روش برای ریلکس شدن و از بین بردن استرس محسوب می شود. مایکل کی مکناب، مشاور روانی معتقد است: "زمانیکه لب ها در حالت بوسیدن قرار می گیرند، تقریباً دهان حالت لبخند زدن را به خود می گیرد، و از آنجایی که احساسات و حرکات بدنی انسان با هم ارتباط نزدیکی دارند، تقریباً غیر ممکن است که یک نفر هم لبخند بزند و هم استرس داشته باشد. در عین حال باید به این نکته هم توجه داشت که تنفس در زمان بوسیدن عمیق تر می شود، عضلات چشم شل شده و در راحت ترین حالت خود قرار می گیرند. این امر بهترین تکنیک برای قطع ارتباط با دنیای پر هیاهوی بیرونی و ریلکس شدن است.
15- کاهش وزن
چه مدت می توانید این کار را انجام دهید؟ برای اینکه تنها نیم کیلو وزن کم کنید باید 3000 کالری بسوزانید، یعنی چیزی در حدود 30000دقیقه یا همان 500 ساعت. یک بوسه عمیق و طولانی به شدت متابولیسم بدن را افزایش می دهد و سبب می شود تا مواد قندی با سرعت بیشتری در بدن سوزانده شوند. میزان کالری مصرفی، به شدت بوسه بستگی دارد، اما به طور متوسط می توان گفت که در هر 10 دقیقه 10 کالری مصرف می شود.
16- تاخیر در فرایند پیری
این مورد یکی از مهم ترین مزایای بوسیدن به شمار می رود. بوسیدن به شما کمک میکند تا قدرت ماهیچه های فک و چانه همچنان حفظ شود، به همین دلیل میزان ایجاد چین و چروک در آنها پایین کاهش پیدا می کند
17- ایجاد و افزایش تناسب اندام
خوب بهانه ای خوبی برای ورزش نکردن دستتان دادیم! در حین بوسیدن، قلب تند تر می تپد و ضربان آن افزایش پیدا می کند، در این زمان آدرنالین بیشتری آزاد شده و خون با سرعت بیشتری به تمام نقاط بدن پمپاژ می شود. می توان اظهار داشت که بوسیدن از جمله بهترین تمرین های قلبی – عروقی است
18- تکلیفتان را با طرف مقابل روشن می کند
در حین بوسیدن می توانید نیازهای جنسی همسرتان را ارزیابی کنید و ببینید تمایلی به ادامه ارتباط دارد یا خیر. روانشناسان معتقدند که اولین بوسه این امکان را برای شما فراهم می آورد که ببینید آیا با طرف مقابل همخوانی دارید یا نه. به نظر می رسد که "بو" تاثیر به یاد ماندنی در ضمیرناخودآگاه انسان ها بر جای می گذارد، بنابراین با تجربه اولین بوسه می توانید تشخیص دهید که فرمون شما با شخص مقابل هماهنگی دارد یا خیر و اگر اینچنین نبود در همان آغاز می توانید ارتباط خود را با او خاتمه بخشید.
19- افزایش اعتماد به نفس
البته اول مطمئن شوید که دندان هایتان ارتودنسی ندارند چون امکان آسیب رسیدن به دندان های خودتان و دهان طرف مقابل وجود دارد. به هر حال یک بوسه عاشقانه می تواند حس خوبی را در شما ایجاد کند. به صورت تئوری می توان این موضوع را اینچنین توضیح داد که در زمان بوسیدن، خوشحال هستید، و وقتی هم که خوشحال باشید احساس خوبی نسبت به خودتان پیدا خواهید کرد و این امر سبب افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس شما می شود.
مولانا
سخن را چو بسيار آرايش كنند، هدف فراموش مي شود
چهارشنبه سوری
چهارشنبه سوری جشنی است که مانند سایر جشن های ایرانی با ستاره شناسی مرتبط است و مبدا همه حساب های علمی و تقویمی است. در آن روز در سال ۱۷۲۵ پیش از میلاد، زرتشت بزرگترین حساب گاه شماری را در جهان محاسبه نمود و تاریخ های کهن را درست و منظم کرد. در آن شب، زرتشت تاریخ را اصلاح کرد و به یادبود آن مردم جشنی بر پا کردند و آن رصد و اصلاح تا کنون، در هیات و یادمان چهارشنبه سوری مانده است. برای اولین بار این جشن در کتاب تاریخ بخارا در نیمه اول سده چهارم هجری ، یاد شده که منصور بن نوح سلمانی آن را برگزار می کرد.
قاشق زنی و آش ابودردا
در ایام قدیم یکی از مراسم شب چهارشنبه سوری، قاشق زنی بود. زنان به گونه ای چادر به سر می کردند که کسی آنها را نشناسد و سپس کاسه ای مسی با یک قاشق بدست می گرفند و در کوچه ها به راه می افتادند و پس از رسیدن به در هر خانه ای، با قاشق محکم به ته کاسه می کوبیدند تا با شنیدن این سر و صداها صاحب خانه متوجه قاشق زن شود و پس از باز کردن در مقداری بنشن و یا مقداری پول در داخل کاسه قاشق زن بیاندازد. پس از رفتن به منازل بسیار، قاش زن پس از اینکه به خانه بر می گشت با بنشن های جمع آوری شده مقدمات پختن آش را تدارک می دید و اگر برای تهیه آش چیزی نیز کم بود با پول های حاصل از قاشق زنی آن را خریداری می نمود. پختن آش را برای تبریک و شگون انجام می دادند و یا اینکه در خانه اگر فرد مریضی داشتند به نیت شفای او این آش را می پختند و به بیمار می دادند و معتقد بودند که این آش علاج تمامی دردهاست و با خوردن این آش درد و بلای مریض آنها به سال دیگر نخواهد کشید و شفا پیدا خواهد کرد و معمولا، این آش را آش امام زین العابدین ( ع) و یا آش ابودردا می نامیدند.
آتش افروختن در شب چهارشنبه سوری
روشن کردن آتش جزو جدایی ناپذیر مراسم شب چهارشنبه سوری بود و مردم از سر شب اقدام به این کار می کردند سپس از کوچک و بزرگ و پیر و جوان همگی از روی آتش می پریدند و اشعاری را نیز در این هنگام می خواندند، غم برو شادی بیا – محنت برو شادی بیا و در دفعات بعدی به آتش می گفتند:
زردی من از تو، سرخی تو از من
آجیل چهارشنبه سوری
آجیل چهارشنبه سری مخلوطی بود از آجیل های شور و شیرین و معمولا شامل: برگه هلو و زردآلو، باسلق، کشمش، شکر پنیر، مغز گردو، انجیر، توت و غیره می بود. این آجیل را به عنوان مشکل گشای نذر می کردند و غیر از آن نیز خوردن یک چنین آجیلی را باعث شگون و خوش یمنی و آمد کار در سال جدید می دانستند.
کوزه شکستن در شب چهارشنبه سوری
در قدیم کوزه شکستن را برای دور کردن بلایا موثر می دانستند . آنها به هنگام غروب، چند سکه درون کوزه ای آب ندیده می انداختند و سپس به نیت دور کردن بلا از خانه، کوزه را از پشت بام خانه به داخل کوچه پرتاب می کردند و باز می گشتند. در موقع پرتاب زیر لب می گفتند درد و بلام بره تو کوزه، بره تو کوچه، معتقد بودند در هنگام انجام این مراسم و بازگشت نباید برگردند و پشت سرشان را نگاه کنند زیرا ممکن است بلایا دوباره به خانه برگردد!!
خرید اسپند و کندر
از آداب و رسوم شیرین شب چهارشنبه سوری آن بود که زنان، برای کارگشایی و دفع جادو رفع چشم زخم، در این شب اسپند و کندر می خریدند. به این صورت بود که زنان به دکان های عطاری می رفتند و تقاضای کندر و اسپند می کردند. هنگامی که عطار برای آوردن آنها می رفت ناگهان زنان با دختران فرار می کردند و به دکان دیگری می رفتند و همان تقاضا را می کردند و عقیده شان بر این بود دکان هایی را برای خرید انتخاب کنند که رو به قبله باشند، خلاصه پس از فرار از دومین مغازه به عطاری سوم مراجعه کرده و از آنجا کندر و اسپند را خریداری می کردند و آن را به نیت و منظورهای یاد شده دود می کردند.
پند روز
هنگامی که دری از خوشبختی به روی ما بسته میشود ، دری دیگر باز می شود
ولی ما اغلب چنان به دربسته چشم می دوزیم که درهای باز را نمی بینیم.
چهار سوال برای تبعیت آمریکایی
یه پیرزن ایرانی از ایران به آمریکا میاد و میخواد شهروند آمریکایی بشه.
پیرزن نوه شو با خودش برمیداره تا اونو به امتحان شهروندی ( امتحانی که باید قبل از تبعیت بده ) ببره.
مامور مهاجرت به زن ایرانی میگه که باید به 4 سوال ساده درمورد آمریکا جواب بده اگه درست جواب بده او یه شهروند آمریکایی میشه.
پیرزن میگه : باشه ، اما من انگلیسی نمیتونم حرف بزنم نوه مو با خودم میارم.
مرده میگه باشه ، بزار اون برات ترجمه کنه.
اولین سوال شما اینه که :
1) پایتخت آمریکا کجاست؟
نوه ی پیرزن به پیرزن میگه : من دانشگاه تو کدوم شهر آمریکا بودم؟
پیرزن میگه : " واشنگتن "
درست بود حالا سوال دوم :
2 ) روز استقلال آمریکا کی است؟
نوه ش میگه : نیومن مارکوس کی حراج داره؟
مادربزرگش میگه : "4 جولای "
درسته ، حالا سوال سوم:
3 ) امسال چه کسی نامزد ریاست جمهوری آمریکا بود اما شکست خورد؟
نوه به مادربزگش میگه : اون مرتیکه معتاد که با دخترت عروسی کرد کجا باید بره؟
پیرزن میگه : " توگور "
واو ، شگفت آوره! حالا سوال آخر:
4 ) در حال حاضر چه کسی رئیس جمهور آمریکاست؟
نوش این جور ترجمه میکنه : از چیه جورابای پدربزگ بدت میاد؟
مادربزگش میگه : " بوش "
اکنون پیرزن یک شهروند آمریکایی شده!!!
داستان سنگ و سنگ تراش
روزی، سنگ تراشی که از کار خود ناراضی بود و احساس حقارت می کرد، از نزدیکی خانه بازرگانی رد می شد. در باز بود و او خانه مجلل، باغ و نوکران بازرگان را دید و به حال خود غبطه خورد با خود گفت: ....
این بازرگان چقدر قدرتمند است! و آرزو کرد که او هم مانند بازرگان باشد. در یک لحظه، به فرمان خدا او تبدیل به بازرگانی با جاه و جلال شد! تا مدت ها فکر می کرد که از همه قدرتمندتر است. تا این که یک روز حاکم شهر از آنجا عبور کرد، او دید که همه مردم به حاکم احترام می گذارند حتی بازرگانان.
مرد با خودش فکر کرد: کاش من هم یک حاکم بودم، آن وقت از همه قوی تر می شدم! در همان لحظه، او تبدیل به حاکم مقتدر شهر شد. در حالی که روی تخت روانی نشسته بود، مردم همه به او تعظیم می کردند. احساس کرد که نور خورشید او را می آزارد و با خودش فکر کرد که خورشید چقدر قدرتمند است.
او آرزو کرد که خورشید باشد و تبدیل به خورشید شد و با تمام نیرو سعی کرد که به زمین بتابد و آن را گرم کند. پس از مدتی ابری بزرگ و سیاه آمد و جلوی تابش او را گرفت. پس با خود اندیشید که نیروی ابر از خورشید بیشتر است و آرزو کرد که تبدیل به ابری بزرگ شود و آن چنان شد. کمی نگذشته بود که بادی آمد و او را به این طرف و آن طرف هل داد. این بار آرزو کرد که باد شود و تبدیل به باد شد. ولی وقتی به نزدیکی صخره سنگی رسید، دیگر قدرت تکان دادن صخره را نداشت. با خود گفت که قوی ترین چیز در دنیا، صخره سنگی است و تبدیل به سنگی بزرگ و عظیم شد. همان طور که با غرور ایستاده بود، ناگهان صدایی شنید و احساس کرد که دارد خـُرد می شود. نگاهی به پایین انداخت و سنگ تراشی را دید که با چکش و قلم به جان او افتاده است!
پنج مرحله برای افزایش پیج رنک گوگل (افزایش رتبه در گوگل) برای وب سایت
اما راههای افزایش پیج رنک گوگل چیست؟ برای اینکه در این باره بیشتر بدانید در ادامه با ما باشید.

فروم ها بهترین انتخاب برای گرفتن لینک به وب سایت شما هستند. در فروم ها معمولا می توانید در امضای خود لینکی به وب سایت خود بدهید و این باعث می شود که تعداد لینک های شما و در نهایت پیج رنک شما افزایش یابد.
نکته مهم دیگری که بایستی در نظر گرفته شود این است که بایستی فرومی که در آن فعالیت دارید مرتبط با کسب و کار شما باشد که هم بتوانید پیج رنک سایت خود را ارتقاء دهید و هم ترافیک مفید را به سایت خود هدایت کنید.
البته اگر فروم مرتبط با کار شما نباشد باز هم مزایایی برای شما در نظر گرفته خواهد شد.
هرچقدر بتوانید بیشتر در فروم ها فعالیت داشته باشید به همان اندازه زبانزد خواهید شد و از این طریق است که حتی می توانید به عنوان پیشرو در زمینه کاری خود شناخته شوید.
2- وب سایت خود را به دایرکتوری های موتور های جستجو برای لیست شدن ارسال کنید
دایرکتوری ها منبع با پتانسیلی برای گرفتن بک لینک ها هستند و از این طریق می توانید رتبه های بهتری را در موتورهای جستجوی گوگل و بینگ کسب کنید.
توجه داشته باشید هر چقدر تعداد لینک ها به سایت شما بیشتر باشد ، پیج رنک بهتری را خواهید داشت و در نهایت نتایج بهتری را در موتورهای جستجو به خود تخصیص خواهید داد.
3- برای افزایش رتبه گوگل در وب سایت خود از قسمتی به نام خبر نامه استفاده کنید
با استفاده از خبرنامه می توانید هر از گاهی مطالبی برای کاربران خود ارسال کنید و آنها را دوباره به سایت خود ارجاع دهید و از این طریق برند خود را جاودانه تر خواهید کرد.
4- برای بهبود پیج رنک گوگل وب سایت خود مقالاتی را در زمینه کاری خود منتشر کنید
مقالات، یک منبع مناسب برای تولید ترافیک مرتبط به وب سایت شما هستند. شما می توانید لینک خود را در مقالات وارد کنید و این عمل ترافیک مناسبی را برای وب سایت شما ایجاد خواهد کرد.
5- از وب سایت های مرتبط بک لینک بگیرید
یکی از روش های سخت و دشوار گرفتن لینک از وب سایت های مرتبط است ، پیدا کردن این وب سایت های خیلی ساده اما گرفتن بک لینک از آنها دشوار است.
سرعت واقعی خود را بسنجید
| ||
|
مـشـتـری فـقـیـر
در اوزاکای ژاپن ، شیرینیسرای بسیار مشهوری بود
شهرت آن به خاطر شیرینیهای خوشمزهای بود که میپخت .
مشتریهای بسیار ثروتمندی به این مغازه میآمدند ، چون قیمت شیرینیها بسیار گران بود
صاحب فروشگاه همیشه در همان عقب مغازه بود و هیچ وقت برای خوشآمد
مشتریها به این طرف نمیآمد ، مهم نبود که مشتری چقدر ثروتمند است
یک روز مرد فقیری با لباسهای مندرس و موهای ژولیده وارد فروشگاه شد و عمداً نزدیک پیشخوان آمد
قبل از آنکه مرد فقیر به پیشخوان برسد ، صاحب فروشگاه از پشت مغازه بیرون پرید و فروشندگان را به کناری کشید و با تواضع فراوان به آن مرد فقیر خوشآمد گفت و با صبوری تمام منتظر شد تا آن مرد جیبهایش را بگردد تا پولی برای یک تکه شیرینی بیابد
صاحب فروشگاه خیلی مؤدبانه شیرینی را در دستهای مرد فقیر قرار داد
و هنگامی که او فروشگاه را ترک میکرد ،صاحب فروشگاه همچنان تعظیم میکرد
وقتی مشتری فقیر رفت ، فروشندگان نتوانستند مقاومت کنند
و پرسیدند که در حالی که برای مشتریهای ثروتمند از جای خود بلند نمیشوید ، چرا برای مردی فقیر شخصاً به خدمت حاضر شدید ؟
صاحب مغازه در پاسخ گفت :
مرد فقیر همهی پولی را که داشت برای یک تکه شیرینی داد و واقعاً به ما افتخار داد این شیرینی برای او واقعاً لذیذ بود
شیرینی ما به نظر ثروتمندان خوب است ، اما نه آنقدر که برای مرد فقیر ، خوب و باارزش است
داستانی از چرچیل، روزولت و استالین
آورده اند که روزی چرچیل، روزولت و استالین بعد از میتینگهای پی در پی آن روز تاریخی!
برای خوردن شام با هم نشسته بودند.
در کنار میز یکی از سگهای چرچیل ساکت نشسته بود و به آنها نگاه میکرد، چرچیل خطاب به همرهانش گفت؛
چطوری میشه از این خردل تند به این سگ داد؟
روزولت گفت من بلدم و مقداری گوشت برید و خردل را داخل گوشت مالید و به طرف سگ رفت و گوشت را جلوی دهانش
گرفته و شروع به نوچ نوچ کرد، سگ گوشت را بو کرد و شروع به خوردن کرد تا اینکه به خردل رسید، خردل دهان سگ را سوزاند و از خوردن صرفنظر کرد.
بعد نوبت به استالین رسید.
استالین گفت هیچ کاری با زبون خوش پیش نمیره و مقداری از خردل را با انگشتهایش گرفته و به طرف سگ بیچاره رفته و با
یک دستش گردن سگ را محکم گرفته و با دست دیگرش خردل را به زور به داخل دهان سگ چپاند، سگ با ضرب زور خودش
را از دست استالین رهانید و خردل را تف کرد.
در این میان که چرچیل به هر دوی آنها میخندید بلند شد و گفت؛ دوستان هر دوتاتون سخت در اشتباهید!
شما باید کاری بکنید که خودش مجبور بشه بخوره، روزولت گفت چطوری؟
چرچیل گفت نگاه کنید! و بعد بلند شد و با چهار انگشتش مقداری از خردل را به مقعد سگ مالید، سگ زوزه کشان در
به خودش میپیچید شروع به لیسیدن خردل کرد!
چرچیل گفت دیدید حالی که چطوری میتوان زور را بدون زور زدن بمردمان احمال کرد !!
هدیه ای ویژه برای مادر
چهار برادر ، خانه شان را به قصد تحصیل ترک کردند و دکتر،قاضی و آدمهای موفقی شدند. چند سال بعد،آنها بعد از شامی که باهم داشتند حرف زدند. اونا درمورد هدایایی که تونستن به مادر پیرشون که دور از اونها در شهر دیگه ای زندگی می کرد ، صحبت کردن.
اولی گفت: من خونه بزرگی برای مادرم ساختم . دومی گفت: من تماشاخانه (سالن تئاتر) یکصد هزار دلاری در خانه ساختم. سومی گفت : من ماشین مرسدسی با راننده تهیه کردم که مادرم به سفر بره..
چهارمی گفت: گوش کنید، همتون می دونید که مادر چقدر خوندن کتاب مقدس را دوست داشت و میدونین که دیگه هیچ وقت نمی تونه بخونه ، چون چشماش خوب نمی بینه. من ، راهبی رو دیدم که به من گفت یه طوطی هست که میتونه تمام کتاب مقدس رو حفظ بخونه . این طوطی با کمک بیست راهب و در طول دوازده سال اینو یاد گرفت. من ناچارا" تعهد کردم به مدت بیست سال و هر سال صد هزار دلار به کلیسا بپردازم. مادر فقط باید اسم فصل ها و آیه ها رو بگه و طوطی از حفظ براش می خونه. برادرای دیگه تحت تاثیر قرار گرفتن.
پس از ایام تعطیل، مادر یادداشت تشکری فرستاد. اون نوشت: میلتون عزیز، خونه ای که برام ساختی خیلی بزرگه ..من فقط تو یک اتاق زندگی می کنم ولی مجبورم تمام خونه رو تمیز کنم.به هر حال ممنونم.
مایک عزیز،تو به من تماشاخانه ای گرونقیمت با صدای دالبی دادی.اون ،میتونه پنجاه نفرو جا بده ولی من همه دوستامو از دست دادم ، من شنوایییم رو از دست دادم و تقریبا ناشنوام .هیچ وقت از اون استفاده نمی کنم ولی از این کارت ممنونم.
ماروین عزیز، من خیلی پیرم که به سفر برم.من تو خونه می مونم ،مغازه بقالی ام رو دارم پس هیچ وقت از مرسدس استفاده نمی کنم. این ماشین خیلی تند تکون می خوره. اما فکرت خوب بود ممنونم
ملوین عزیز ترینم ،تو تنها پسری هستی که با فکر کوچیکت بعنوان هدیه ات منو خوشحال کردی.
جوجه ، خیلی خوشمزه بود!! ممنونم !!
سقراط
در تكاپو، تا بهتر از آن باشيم كه هستيم؛ بهتر از اين شيوه اي براي زيستن نيست
دوباره احساس شادی کنیم
اگر تابحال دچار افسردگی شده باشید، احتمالاً دوست دارید بدانید که چطور میتوانید در اینگونه مواقع حالتان را بهتر کنید. گاهی وقتها این حالت باید دوره خودش را طی کند اما کارهایی هست که میتوانید انجام دهید تا زودتر بهبود پیدا کنید و دوباره احساس شادی کنید. خیلی از نکاتی که در زیر بیان میکنیم قابل پیشگیری هم هستند، یعنی میتوانید در هر زمانی آنرا انجام دهید.
1. برعکس چیزی که آن لحظه میخواهید را انجام دهید. دوست دارید کل روز بیکار بنشینید؟ درعوض خودتان را مجبور کنید از تخت بیرون آمده و کاری انجام دهید. لازم نیست حتماً کار بزرگ و مهمی باشد، خیلی هم لازم نیست طول بکشد. حتی یک دوش گرفتن ساده و لباس پوشیدن کافی است. هرکاری که میتوانید برای بالا بردن میزان فعالیتتان انجام دهید.
2. درمورد احساستان با یکنفر حرف بزنید. به خودتان اجازه دهید که با یکی از دوستانتان یا اعضای خانواده درد و دل کنید. ساکت ماندن باعث میشود همه چیز را در درون خودتان بریزید و دیگر راهی برای بیرون ریختن آن پیدا نخواهید کرد. از اینکه پیش یک مشاور روانشناس بروید و با او حرف بزنید خجالت نکشید. کار آنها گوش دادن به حرفهای شماست و اینکه بتوانید با یک شنونده بیطرف حرف بزنید خیلی به بهتر شدن حالتان کمک میکند.
3. ورزش کنید. میدانم در این شرایط حوصله ورزش کردن را ندارید اما باید بدانید که ورزش خیلی به تقویت روحیهتان کمک میکند. به خودتان قول دهید که مثلاً فقط 10 دقیقه ورزش کنید. این احتمال وجود دارد که وقتی ورزش را شروع کردید تا آخر ادامه دهید. با ورزش کردن سلامتیتان از این رو به آن رو میشود. حتی یک پیادهروی خارج از منزل هم برایتان خوب است. علاوه بر این بیرون رفتن از خانه زیر نور آفتاب باعث میشود ویتامین D به بدنتان برسد که برای تقویت روحیه بسیار عالی است.
4. خاطرات روزانهتان را بنویسید. نوشتن درمورد احساساتتان خیلی به درمان آن کمک میکند. شاید همین الان دوست داشته باشید درمورد تیره و تارترین افکارتان بنویسید. همچنین خیلی خوب است که یک دفترچه مخصوص شادیهایتان داشته باشید که جزئیات همه نکات مثبت و خوب زندگیتان را در آن یادداشت کنید. بااینکار وقتی ناراحتی برایتان پیش میآید، با خواندن آنها احساس آرامش خواهید کرد.
5. به رژیم غذاییتان توجه کنید. برای شروع مطمئن شوید که حتماً غذا میخورید. هدفتان این است که انرژیتان را بالا ببرید. بعد نگاه کنید که چه میخورید. یک رژیمغذایی متنوع که در آن مقدار قند و چربی اشباع کم باشد همیشه بهترین انتخاب است. اما بعضی از موادغذایی برای تقویت روحیه خیلی خوب هستند. اینها را امتحان کنید: موز، آجیل، پنیر، تخمه کدو و تمشک آبی. ببینید حتی نیاز به پختن هم ندارند!
6. الگوهای فکریتان را بشناسید. افکار شما تاثیر شگرفی بر روحیه و سلامت شما دارند. اگر دفترچه خاطرات داشته باشید میتوانید کمی با افکار خودتان آشنا شوید. سعی کنید به آن افکاری که واقعبینانه نیستند و درموردتان بیانصافی میکنند بیشتر دقت کنید: جملههایی مثل "همه از من متنفر هستند"، "من همیشه شکست میخورم"، "هیچ چیزی برای خوشحالی وجود ندارد" و ..
7. تمرینات ریلکسیشن انجام دهید. چه مدیتیشن باشد، چه تنفس عمیق یا یوگا، فعالیتهایی انجام دهید که به از بین بردن استرستان کمک میکنند. روحیه ضعیفتان ممکن است باعث شود حس کنید هیچ کنترلی بر زندگیتان ندارید. این تمرینات به شما کمک میکنند این وضعیت را تغییر دهید.
8. با متخصص داخلی مشورت کنید. اگر حتی بعد از بهکارگیری روشهای بالا، این علائم همچنان ماندگار شدند، حتماً نزد پزشک متخصص داخلی بروید. .
کارهای نیک ما
این مطلب، نوشتهای کوتاه و در عین حال جذاب است که دالایی لاما برای سال 2008 تنظیم کرده است.
بخوانید و سرخوش گردید.
خواندن و اندیشیدن در این مطلب بیشتر از یکی دو دقیقه وقت نمیگیرد. این پیام را وانگذارید.
متن باید حداکثر ظرف 96 ساعت از دستان شما به دیگری برسد.
در آن صورت، شما خبری بس خوش دریافت خواهید کرد.
این قانون برای همگان صادق است؛ با هر دین و مذهب و طرز فکری؛ حتی اگر شما اصلاً خرافاتی نباشید و به این حرفها دل ندهید.
1- به خاطر داشته باش که عشقهای سترگ ودستاوردهای عظیم، به خطر کردنها و ریسکهای بزرگ محتاجاند.
2- وقتی چیزی را از دست دادی، درس گرفتن از آن را از دست نده.
3- این سه میم را از همواره دنبال کن:
* محبت و احترام به خود را
* محبت به همگان را
* مسؤولیتپذیری در برابر کارهایی که کردهای
4- به خاطر داشته باش دست نیافتن به آنچه میجویی، گاه اقبالی بزرگ است.
5- اگر میخواهی قواعد بازی را عوض کنی، نخست قواعد را فرابگیر.
6- به خاطر یک مشاجرهی کوچک، ارتباطی بزرگ را از دست نده.
7- وقتی دانستی که خطایی مرتکب شدهای، گامهایی را پیاپی برای جبران آن خطا بردار.
8- بخشی از هر روز خود را به تنهایی گذران.
9- چشمان خود را نسبت به تغییرات بگشا، اما ارزشهای خود را بهسادگی در برابر آنها فرومگذار.
10- به خاطر داشته باش که گاه سکوت بهترین پاسخ است.
11- شرافتمندانه بزی؛ تا هرگاه بیشتر عمر کردی، با یادآوری زندگی خویش دوباره شادی را تجربه کنی.
12- زیرساخت زندگی شما، وجود جوی از محبت و عشق در محیط خانه و خانواده است.
13- در مواقعی که با محبوب خویش ماجرا میکنی و از او گله داری، تنها به موضوعات کنونی بپرداز و سراغی از گلایههای قدیم نگیر.
14- دانش خود را با دیگران در میان بگذار. این تنها راه جاودانگی است.
15- با دنیا و زندگیِ زمینی بر سر مهر باش.
16- سالی یک بار به جایی برو که تا کنون هرگز نرفتهای.
17- بدان که بهترین ارتباط، آن است که عشق شما به هم، از نیاز شما به هم سبقت گیرد.
18- وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی، ببین چه چیز را از دست دادهای که چنین موفقیتی را به دست آوردهای.
19- در عشق و آشپزی، جسورانه دل را به دریا بزن.
اگر میخواهی زندگیات عوض شود، این نوشتار را به دستکم 5 نفر برسان.
تا 4 نفر: زندگیات به مرور بهتر خواهد شد.
5 تا 9 نفر: زندگیات آنسان که وفق مراد توست، خواهد گشت.
10 تا 14 نفر: شما دستکم سه خبر خوش نامنتظر در سه هفتهی آینده خواهید شنید.
15 نفر و بیشتر: زندگی شما به نحوی چشمگیر و بیرون از انتظار
دگرگون خواهد شد و کارها همه آنسان که دوست میداری، خواهد شد.
بودا
بودا به دهی سفر كرد ...
زنی كه مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد.
بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانهی زن شد.
كدخدای دهكده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت : این زن، هرزه است به خانهی او نروید !
بودا به كدخدا گفت : یكی از دستانت را به من بده !!!
كدخدا تعجب كرد و یكی از دستانش را در دستان بودا گذاشت.
آنگاه بودا گفت : حالا كف بزن !!!
كدخدا بیشتر تعجب كرد و گفت: هیچ كس نمیتواند با یك دست كف بزند ؟!!
بودا لبخندی زد و پاسخ داد : هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی بد و هرزه باشد، مگر این كه مردان دهكده نیز هرزه باشند.
بنابراین مردان و پولهایشان است كه از این زن، زنی هرزه ساختهاند
نوشیدنی های سالم برای کودکان
سخني زيبا از پائلو كوئيلو
انسانها به شيوه هنديان بر سطح زمين راه مىروند.
با يک سبد در جلو و يک سبد در پشت.
در سبد جلو، صفات نيک خود را مىگذاريم.
در سبد پشتي، عيبهاى خود را نگه مىداريم.
به همين دليل در طول زندگى چشمانمان فقط صفات نيک خودمان را مىبيند و عيوب همسفرى که جلوى ما حرکت مىکند.
بدين گونه است که درباره خود بهتر از او داورى مىکنيم، غافل از آن که نفر پشت سرى ما هم به همين شيوه درباره ما مىانديشد.
بودا
اگر به دنيای درونت حكومت كنی، خوشبخت هستی
علائم و نشانه های تومر مغزی
علائم و نشانههای تومرمغزی در بیماران مختلف متفاوت است و اکثر این علائم در افرادیکه تومر مغزی ندارند هم ممکن است دیده شود. درنتیجه، تنها راه مطمئن برای تشخیص اینکه یک نفر تومرمغزی دارد یا نه، مراجعه به پزشک و انجام اسکن مغز است.
روی 375 بیمار مبتلا به تومر مغزی تحقیقی انجام گرفت تا مشخص شود این افراد چه علائمی در خود مشاهده کردند که به سراغ پزشک و مراقبتهای پزشکی رفتند. گزارشات رسیده از طرف بیماران وجود این علائم را در اکثر آنها تایید کرد:
- سردرد: این از متداولترین علائم بوده و 46 مورد از بیماران گزارش دادند که دچار سردرد بودهاند. آنها سردرد را به طرق مختلف توصیف کردند که هیچ الگوی خاصی نشانه قطعی تومر مغزی نبوده است. مطمئناً بسیاری از بیماران زمانی در طول زندگی خود دچار سردرد شدند، به همین نشانه خوبی برای تشخیص تومرمغزی نیست. اگر سردردهایتان از سردردهای همیشگی متفاوت بود یا همراه با حالت تهوع و استفراغ بود، با دولا شدن یا فشار آوردن بر خود موقع دفع شدیدتر شد، حتماً مسئله را به پزشکتان بگویید.
- حمله ناگهانی: این دومین نشانه متداول گزارش شده بین بیماران تومرمغزی بود. 33 نفر از بیماران گزارش کردند که قبل از تشخیص بیماری، دچار حمله ناگهانی بودهاند. حمله دلایل دیگری مثل صرع، تب شدید، سکته، تروما یا ضربه روحی و سایر اختلالات نیز میتواند داشته باشد. در فردی که قبلاً بههیچ وجه دچار حمله نبوده است، مشکل جدی تلقی میشود و حتماً باید اسکن مغز انجام شود.
حمله یک تغییر ناگهانی و غیرارادی در رفتار، کنترل عضلات، هوشیاری و حواس است. علائم حمله از لرزش ناگهانی و خشن تا از دست رفتن کامل هوشیاری و کشش ناگهانی عضلات یا لرزش خفیف یک عضو بدن، متغیر است. خیره شدن به فضا، تغییر بینایی و مشکل در حرف زدن برخی از رفتارهای دیگری است که فرد در زمان حمله از خود نشان میدهد. تقریباً 10 درصد افراد در طول زندگی خود دچار حمله میشوند.
- حالت تهوع و استفراغ: این مورد هم درست مثل سردرد، مشخص و قطعی نیست. این یعنی اکثر افرادیکه دچار حالتتهوع و استفراع میشوند تومر مغزی ندارند. 22 نفر از شرکتکنندههای تحقیق گزارش دادند که قبل از تشخیص دچار حالت تهوع و استفراغ میشده اند.
حالت تهوع و استفراغ اگر همراه با سایر علائم باشد میتواند نشانه تومر مغزی باشد.
- مشکل بینایی و شنوایی: 25 نفر از افراد شرکتکننده مشکلات بینایی را گزارش دادند. اگر هرگونه مشکل بینایی یا شنوایی جدی مشاهده کردید حتماً باید به پزشک مراجعه کنید. گاهی میشنویم که متخصص چشم اولین کسی است که تشخیص میدهد چون با نگاه کردن به درون چشمها میتوانند نشانههایی از افزایش فشار درون جمجمه را مشاهده کنند.
- مشکل در ضعف دست ها، پاها و عضلات صورت و احساس عجیب در سر و دستها. 25 درصد از گزارشات ضعف در دستها و/یا پاها را تایید کرده است. 16 درصد احساسی عجیب در سر و 9 درصد احساسی عجیب در دستها را گزارش کردند. این مشکلات موجب تغییر در وضعیت راه رفتن، انداختن وسایل، افتادن یا حالات نامتقارن در صورت میشود. شروع ناگهانی این علائم وضعیتی اورژانسی است و حتماً باید به بخش اورژانس مراجعه کنید. درصورت مشاهده یک تغییر تدریجی در طول زمان، حتماً باید وضعیت را با پزشکتان درمیان بگذارید.
- مشکلات رفتاری و شناختی: بسیاری از بیماران تغییرات رفتاری و شناختی را گزارش کردند، مثل مشکل در حافظه اخیر، ناتوانی در تمرکز یا پیدا کردن کلمات مناسب، بی صبری و بی تحملی، انجام کارهایی یا گفتن حرفهایی که با موقعیت مناسب نباشد.
اگر فکر میکنید مشکلی دارید حتماً باید به پزشک مراجعه کنید. بری پزشک توضیح دهید که نگران هستید تومر مغزی داشته باشید. یادتان باشد که تومرهای مغزی در مقایسه با مشکلات و اختلالات دیگر بسیار نادر هستند و مطمئناً این اولین چیزی نیست که پزشکتان به آن فکر میکند. در 64 درصد موارد در این تحقیق پزشک به هیچ وجه گمان نمیبرده است که مشکل بیمار تومرمغزی باشد. بیش از نیمی از افراد گزارش دادند که برای بیشتر از یک ماه قبل از تشخیص دقیق تومر مغزی، دچار این علائم بودهاند. در تومرهای مغزی خوش خیم، یک ماه تاخیر در درمان تاثیری شگرف بر نتیجه کار دارد.
انتشار تصاویر امیدوارکننده از «ویندوز ۸» مایکروسافت
به ویندوز ۸ مایکروسافت نیز پس از محصول خوب ویندوز ۷ این شرکت امیدوار بود. آخرین نشانه از ویندوز ۸ حاکی از آن است که مایکروسافت قصد دارد تغییرات خوب و امکانات پیشرفتهای را به نوار ابزار سیستم عامل جدید خود اضافه کند.
در تصاویری (اسکرینشات) که از این سیستم عامل در اینترنت منتشر شده است نوار گزارش پیشرفت کار (progress indicator) نسبت به ویندوز ۷ دارای پیشرفت بوده و امکاناتی به آن اضافه شده و حتی نوار ابزار گزارش نصب سختافزار نیز به آن افزوده شده است و در تصاویر به خوبی زمان نصب یک موشواره قابل مشاهده است.
بنا بر گزارش پایگاه اینترنتی چینی Win7China ویندوز ۸ دارای سرعت نصب بالاتری خواهد بود. این پایگاه اینترنتی مدعی شده است که زمان نصب این ویندوز ۲٫۵ برابر سریعتر از زمان نصب ویندوز ۷ و تنها ۸ دقیقه خواهد بود که البته این زمان با بهرهگیری از رایانهای با پردازنده ۸ هستهای به دست آمده است.
این پایگاه اینترنتی همچنین اعلام کرده است که در سیستم عامل جدید مایکروسافت قابلیت بازگشت به قبل (System Restore) بهبود یافته و کاربر حتی میتواند تنظیمات زمانی آن را به تنظیمات زمان نصب و یا همان تنظیمات کارخانه در زمان دو دقیقه بازگرداند.
تغییرات قابل مشاهده دیگر را میتوان در قسمت سمت راست و پایین این سیستم عامل دید که در آن میتوان تصویری و یا آواتاری از خود در شبکه محلی را به نمایش گذاشت که این امکان را میتوان با قرار دادن تصویری ویدیویی هم بکار برد. این بدان معناست که شما اجازه خواهند داشت از آیدی ویندوز لایو خود برای ورود به این سیستم عامل بهره ببرند و این بر استفاده از محاسبات ابری در ویندوز ۸ تاکید دارد.
گزارشها حاکی از آن است که اولین نسخه آزمایشی ویندوز ۸ در ژوئن و یا جولای سال ۲۰۱۱ منتشر خواهد شد که این بدان معناست که امکان عرضه رسمی آن در اوایل سال ۲۰۱۲ وجود دارد.
حکایت
میگویند حدود ٧٠٠ سال پیش، در اصفهان مسجدی میساختند. روز قبل از افتتاح مسجد، کارگرها و معماران جمع شده بودند و آخرین خرده کاریها را انجام میدادند.
پیرزنی از آنجا رد میشد. وقتی مسجد را دید به یکی از کارگران گفت: فکر میکنم یکی از منارهها کمی کجه!. کارگرها خندیدند. اما معمار که این حرف را شنید، سریع گفت: چوب بیاورید. کارگر بیاورید. چوب را به مناره تکیه بدهید. فشار بدهید. فششششششااااررر.
و مدام از پیرزن میپرسید؛ مادر، درست شد؟ مدتی طول کشید تا پیرزن گفت: بله، درست شد. تشکر کرد و دعایی کرد و رفت.
کارگرها حکمت این کار را پرسیدند. معمار گفت: اگر این پیرزن، راجع به کج بودن این مناره با دیگران صحبت میکرد و شایعه پا میگرفت، این مناره تا ابد "کج" میماند و دیگر نمیتوانستیم اثرات منفی این شایعه را پاک کنیم. این است که من گفتم در همین ابتدا جلوی آن را بگیرم
دو کوزه ، افسانه ی هند
در افسانه اي هندي آمده است که مردي هر روز دو کوزه بزرگ آب به دو انتهاي چوبي مي بست...
چوب را روي شانه اش مي گذاشت و براي خانه اش آب مي برد.
يکي از کوزه ها کهنه تر بود و ترک هاي کوچکي داشت. هربار که مرد مسير خانه اش را مي پيمود نصف آب کوزه مي ريخت.
مرد دو سال تمام همين کار را مي کرد. کوزه سالم و نو مغرور بود که وظيفه اي را که به خاطر انجام آن خلق شده به طورکامل انجام مي دهد. اما کوزه کهنه و ترک خورده شرمنده بود که فقط مي تواندنصف وظيفه اش را انجام دهد.
هر چند مي دانست آن ترک ها حاصل سال ها کار است. کوزه پير آنقدر شرمنده بود که يک روز وقتي مرد آماده مي شد تا از چاه آب بکشد تصميم گرفت با او حرف بزند : " از تو معذرت مي خواهم. تمام مدتي که از من استفاده کرده اي فقط از نصف حجم من سود برده اي...فقط نصف تشنگي کساني را که در خانه ات منتظرند فرو نشانده اي. "
مرد خنديد و گفت: " وقتي برمي گرديم با دقت به مسير نگاه کن. " موقع برگشت کوزه متوجه شد که در يک سمت جاده...سمت خودش... گل ها و گياهان زيبايي روييده اند.
مرد گفت: " مي بيني که طبيعت در سمت تو چقدر زيباتر است؟ من هميشه مي دانستم که تو ترک داري و تصميم گرفتم از اين موضوع استفاده کنم.
اين طرف جاده بذر سبزيجات و گل پخش کردم و تو هم هميشه و هر روز به آنها آب مي دادي. به خانه ام گل برده ام و به بچه هايم کلم و کاهو داده ام. اگر تو ترک نداشتي چطور مي توانستي اين کار را بکني؟














این وبلاگ جهت فرهنگ سازی در IT ایران و روند رو به رشد آن در کشور عزیزمان ایران می باشد